ادرس جدید

ژانویه 15, 2009

به اینجا رفتم

شبگرد

http://m2am.wordpress.com


دم استاديوم با دلبر خويش

ژانویه 1, 2009

دم استاديوم با دلبر خويش
قراري داشتم يکهفته‌ي پيش

من او را دعوتش کردم به فوتبال
براي ديدن بازي فينال

ولي افسوس و افسوس
شدم مأيوس مأيوس

که فهميدم ورود دختر و زن
بود ممنوع در آنجا اکيداً

به ما گفتند وقتي زن نجيب است
چو در استاديوم باشد عجيب است

منم گفتم نخواستيم
چرا يک لحظه واستيم

به گوشم گفت دلبر
بريم يک جاي بهتر

يه جا رفتيم من و دلبر دوتائي
نخواهم گفت مخصوصاً چه جائي!

وليکن داغ فوتبال
گرفت از جفتمان حال

چنان در فکر ورزشگاه بوديم
که از غصه در اشک و آه بوديم

نکردم دوري ميدان تحمل
ز لبهايم به لبهايش زدم گل

رگ فوتبال من يکدفعه جنبيد
لبان هردومان يکباره خنديد

طرف پيراهن سبزي به تن داشت
که خيلي نقش در احوال من داشت

نگاهي پر ز احساس
خودم دادم به او پاس

چو از آفسايد سوي او زدم شوت
طرف داور شد و يکباره زد سوت

نکردم اعتنا بر سوت داور
در آن سبز چمن گشتم سراسر

يکي بازيکن زيرک شدم من
گهي فوروارد و گه هافبک شدم من

به هرجا که دلم ميخواست رفتم
ز گوش چپ به گوش راست رفتم

چو بودم محو سير آن نواحي
پنالتي هم زدم خواهي نخواهي

شريکم بود در هر لحظه آن يار
کيان تيم را هردو نگهدار

چنان در بازي احساس بوديم
که غرقه در دريبل و پاس بوديم

به او دادم کمي ودکا کمي لايم
که نوش جان کند بين دو هافتايم

چو رفتم در پي شوت اضافي
طرف زد سوت پايان گفت کافي

نفهميدم به هرچه ضرب و تقسيم
چگونه طي شد آن يک ساعت و نيم

دوباره هفته‌ي آينده با يار
دم استاديوم داريم ديدار

اگر بار دگر قانون اخلاق
بخواهد جفتي ما را کند تاق

شوم با او به خلوتگه روانه
برم استاديوم را کنج خانه

که ورزش را نبايد ترک کردن
ببايد فوتبال را درک کردن

بدون امر ورزش
جهان را نيست ارزش

بيائيد از براي عرض تبريک

H a d i . K h o r s a n d i


کار اساسی

دسامبر 31, 2008

به جای این همه گوز گوز باید یه کار اساسی کرد
باید رفت و رید !!


تبریک یا تسلیت !

دسامبر 31, 2008

نمیدونم باید تبریک بگم یا تسلیت !
تسلیت برای محرم.
تبریک برای کریسمس .


آميزش جنسي در بعضي زمانها حرام است

دسامبر 24, 2008

آميزش جنسي در بعضي زمانها حرام است اين زمانها چنين است : دروان قاعدگي، روزهاي ماه مبارك رمضان، اول و آخر و وسط هر – ماه، بعد از ظهر، شب عيد فطر، بين اذان و اقامه، شب نيمة شعبان، در ساعت اول شب ، شبي كه قرار است فرداي آن روز به مسافرت برويد، روزي كه خورشيد گرفتگي شده يا شبي كه ماه گرفته است، شب يا روزي كه باد سرخ مي وزد يا زلزله شده است، طلوع فجر تا طلوع آفتاب، غروب خورشيد تا غروب شفق يعني زماني كه هوا به طور كلي تاريك مي شود، شب عيد قربان، دوران بارداري و …

نتیجه گیری : کلا آمیزش جنسی حرام است
پس بهتر است به جلق زدن و خود ارضایی روی بیاورید


دبیر کل بنیاد الغدیر :

دسامبر 22, 2008

3jwxlkl15hpdft0wtgdd17dpo1_5001


ترشیدگی

دسامبر 22, 2008

ترشیدگی تحت هیچ شرایطی از بین نمی رود. بلکه از دختری به دختر دیگر منتقل می شود!…


اقا جون

دسامبر 22, 2008

اقا جون میگم خدا راضی , من راضی , اونم راضی
اصلا کون لق ناراضی


يکی بود يکی نبود

دسامبر 15, 2008

يکی بود يکی نبود .
غير از خدای مهربون هيچ کس نبود .
يه روز مادر شنل قرمزی رو به دخترش کرد و گفت :
عزيزم چند روزه مادر بزرگت مبايلش و جواب نميده . هرچی SMS هم براش ميزنم
باز جواب نمده . online هم نشده چند روزه . نگرانشم .
چندتا پيتزا بخر با يه اکانت ماهانه براش ببر . ببين حالش چطوره .
شنل قرمزی گفت : مامی امروز نميتونم .
قراره با پسر شجاع و دوست دخترش خانوم کوچولو و خرس مهربون بريم ديزين اسکی .
مادرش گفت : يا با زبون خوش ميری . يا ميدمت دست داداشت گوريل انگوری لهت کنه .
شنل قرمزی گفت : حيف که بهشت زير پاتونه . باشه ميرم .
فقظ خاستين برين بهشت کفش پاشنه بلند نپوشين .
مادرش گفت : زود برگرد . قراره خانواده دکتر ارنست بيان.
می خوان ازت خاستگاری کنن واسه پسرشون .
شنل قرمزی گفت : من که گفتم از اين پسر لوس دکتر خوشم نمياد .
يا رابين هود يا هيچ کس . فقط اون و می خوام .
شنل قرمزی با پژوی ۲۰۶ آلبالوئی که تازه خريده از خونه خارج ميشه .
بين راه حنا دختری در مزرعه رو ميبينه .
شنل‌: حنا کجا ميری ؟؟؟
حنا : وقت آرايشگاه دارم . امشب يوگی و دوستان پارتی دعوتم کردن .
شنل : ای نا کس حالا تنها میپری ديگه !!
حنا : تو پارتی قبلی که بچه های مدرسه آلپ گرفته بودن امل بازی در آوردی .
بهت گفتن شب بمون گفتی مامانم نگران ميشه . بچه ها شاکی شدن دعوتت نکردن .
شنل : حتما اون دختره ايکبری سيندرلا هم هست ؟؟؟
حنا : آره با لوک خوشانس ميان .
شنل : برو دختره …………………………………….
( به علت به کار بردن الفاظ رکيک غير قابل پخش بود )
شنل قرمزی يه تک آف ميکنه و به راهش ادامه ميده .
پشت چراغ قرمز چشمش به نل می خوره !!!!!
ماشينا جلوش نگه ميداشتن اما به توافق نمی رسيدن و می رفتن .
ميره جلو سوارش ميکنه .
شنل : تو که دختر خوبی بودی نل !!!!!
نل : ای خواهر . دست رو دلم نذار که خونه .
با اون مرتيکه …… راه افتاديم دنبال ننه فلان فلان شدمون .
شنل : اون که هاج زنبور عسل بود .
نل : حالا گير نده . وسط راه بابا بزرگمون چشمش خورد به مادر پرين رفت گرفتش .
اين دختره پرين هم با ما نساخت ما رو از خونه انداختن بيرون .
زندگی هم که خرج داره . نميشه گشنه موند .
شنل قرمزی : نگاه کن اون رابين هود نيست ؟؟؟؟ کيف اون زن رو قاپيد .
نل : آره خودشه . مگه خبر نداشتی ؟ چند ساله زده تو کاره کيف قاپی .
جان کوچولو و بقيه بچه ها هم قالپاق و ضبط بلند ميکنن .
شنل قرمزی : عجب !!!!!!!!!!!!!!
نل : اون دوتا رو هم ببين پت و مت هستن . سر چها راه دارن شيشه ماشين پاک می کنن .
دخترک کبريت فروش هم چهار راه پائينی داره آدامس ميفروشه .
شنل قرمزی : چرا بچه ها به اين حال و روز افتادن ‌؟؟؟؟
نل : به خودت نگاه نکن . مادرت رفت زن آقای پتيول شد .
بچه مايه دار شدی . بقيه همه بد بخت شدن .
بچه های اين دوره و زمونه نمی فهمن کارتون چيه .
شخصيتهای محبوبشون شدن ديجيمون ها ديگه با حنا و نل و يوگی و ….
خانواده دکتر ارنست حال نمی کنن .
ما هم مجبوريم واسه گذران زندگی اين کارا رو بکنيم


این کجاو آن کجا

دسامبر 11, 2008

دختری بر لب حوض , پیرزنی در حال غسل
هر دو عریانند
اما این کجاو آن کجا
شتری در زیر بار و دختری در زیر یار
هر دو مینالند
اما این کجاو آن کجا
عاشقان زیرلحاف و جنگجویان در نبرد
هر دو مشغولند
اما این کجاو آن کجا
سینه دوشیزگان و خایه مردان پیر
هر دو لرزانند
اما این کجاو آن کجا
چکمه شمر لعین و کرست تنگ شهین
هردو از چرمند
اما این کجاو آن کجا
ماله کش بر رویه بامو عاشقان در زیر بام
هردو مینالند
اما این کجاو آن کجا


استاد سید جواد بدیع زاده

دسامبر 10, 2008

اینم به یاد «استاد سید جواد بدیع زاده»
روانش شاد و یادش گرامی باد.


تخمی

دسامبر 10, 2008

دستگاه مشترک مورد نظر از این گوشی تخمی ها میباشد
The Mobile Is Tokhmi


ترک سیگار

دسامبر 1, 2008

مگنا : پاکتی 1000 تومن

وینستون : پاکتی 2000 تومن

دانهیلو ماربارو : بی خیال

نمیشه باید ترک کنم

یعنی میشه؟

نه اینم نمیشه.

پس چیکار کنم؟

چای بکش!!!

به ساقیه میگم یه تیکه هزاری میگه 2 تومن

حداقل احترام اسمشو نگه دار نصفشو بده


پسر یا دختر مسئله این است

نوامبر 13, 2008

Social History اسکریپتی که میگه شومبول داری یا چوچول

اگه خودت نمی دونی چی لاپات داری برو اینجا تا بهت بگن

دو جنسه ها کلیک نکنن که هنگ میکنه


تنهای تنها

نوامبر 13, 2008

من ماندم تنهای تنها    من مادنم تنها میان سیل غم ها

حبیبممممم

(مگه کسی هست که از تنهاییم ارزشمند تر باشه)


دریغ از کمی خایه

نوامبر 12, 2008

سوژه برای نوشتن بسیار

اما دریغ از کمی خایه


برو گمشو ایکبیری

نوامبر 12, 2008

رفتم توی آشپز خونه دیدم غذا فسنجونه دور و برش بادمجونه

گفتم ننه مهمون داریم گفت نه بابا مرد خونه گفتم پیره یا جونه

گفت ننه باب دندونه سر پیری و معرکه گیری گفت برو گمشو ایکبیری


و دیگر هیچ

نوامبر 11, 2008

سیگار , تریاک , شیشه , حشیش و دیگر هیچ


وقتی که رید بر تو دختر همسایه

نوامبر 9, 2008

وقتی که رید بر تو دختر همسایه

میزنی تو سر خودت میگی اینو نکردیمش شاخ شد

مامانشم خوب چیزی بود .!


ای آخ

نوامبر 4, 2008

آخه این وبلاگا حتا ارزش ندارن روشون بشاشی

چه برسه بری بهشون رای بدی

والااااااااااااااااا

با این فیداش


چ‍‍س‌دودش کردیم

اکتبر 28, 2008

سهم ما
از پاکت ِ هستی
یک نخ زنده‌گی بود
.
.
.
که چ‍‍س‌دودش کردیم


خواب

اکتبر 27, 2008

ای که پنجاه رفتو در خوابی

پاشو گوه خوردی اینقدر بخوابی


دانشگاه

اکتبر 27, 2008

چی کار میکنی با دانشگاه ؟

هیچی فعلا که دانشگاه داره ما رو میکنه


روی تخت چقدر ارزش داری ؟

سپتامبر 15, 2008
تا حالا از خودتون پرسیدین ارزش شما برای خوابیدن با کسی چقدره البته اگه ارزشی هم داشته باشید امروز با یه سایتی اشنا شدم که جواب این سوالو میده کافیه به سوالاتش جواب بدین
قیمت من تو تخت خواب 918$
قیمت شما چقدره؟
اگه میدونستم اینقدر ارزش دارم با هیچ کس نمیخوابیدم

bedroom toys

البته تو ایران با این قیمت میتونی با 20 نفر بخوابی


اولین فشار

اوت 2, 2008

اولین فشارمو اینجا میارم پشتشم آب نمیریزم که بوش وبلاگستانو برداره (قهوه ای)


دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.