به اینجا رفتم
شبگرد
http://m2am.wordpress.com
یاداشت های یک شبگرد
دم استاديوم با دلبر خويش
قراري داشتم يکهفتهي پيش
من او را دعوتش کردم به فوتبال
براي ديدن بازي فينال
ولي افسوس و افسوس
شدم مأيوس مأيوس
که فهميدم ورود دختر و زن
بود ممنوع در آنجا اکيداً
به ما گفتند وقتي زن نجيب است
چو در استاديوم باشد عجيب است
منم گفتم نخواستيم
چرا يک لحظه واستيم
به گوشم گفت دلبر
بريم يک جاي بهتر
يه جا رفتيم من و دلبر دوتائي
نخواهم گفت مخصوصاً چه جائي!
وليکن داغ فوتبال
گرفت از جفتمان حال
چنان در فکر ورزشگاه بوديم
که از غصه در اشک و آه بوديم
نکردم دوري ميدان تحمل
ز لبهايم به لبهايش زدم گل
رگ فوتبال من يکدفعه جنبيد
لبان هردومان يکباره خنديد
طرف پيراهن سبزي به تن داشت
که خيلي نقش در احوال من داشت
نگاهي پر ز احساس
خودم دادم به او پاس
چو از آفسايد سوي او زدم شوت
طرف داور شد و يکباره زد سوت
نکردم اعتنا بر سوت داور
در آن سبز چمن گشتم سراسر
يکي بازيکن زيرک شدم من
گهي فوروارد و گه هافبک شدم من
به هرجا که دلم ميخواست رفتم
ز گوش چپ به گوش راست رفتم
چو بودم محو سير آن نواحي
پنالتي هم زدم خواهي نخواهي
شريکم بود در هر لحظه آن يار
کيان تيم را هردو نگهدار
چنان در بازي احساس بوديم
که غرقه در دريبل و پاس بوديم
به او دادم کمي ودکا کمي لايم
که نوش جان کند بين دو هافتايم
چو رفتم در پي شوت اضافي
طرف زد سوت پايان گفت کافي
نفهميدم به هرچه ضرب و تقسيم
چگونه طي شد آن يک ساعت و نيم
دوباره هفتهي آينده با يار
دم استاديوم داريم ديدار
اگر بار دگر قانون اخلاق
بخواهد جفتي ما را کند تاق
شوم با او به خلوتگه روانه
برم استاديوم را کنج خانه
که ورزش را نبايد ترک کردن
ببايد فوتبال را درک کردن
بدون امر ورزش
جهان را نيست ارزش
بيائيد از براي عرض تبريک
H a d i . K h o r s a n d i
نمیدونم باید تبریک بگم یا تسلیت !
تسلیت برای محرم.
تبریک برای کریسمس .
آميزش جنسي در بعضي زمانها حرام است اين زمانها چنين است : دروان قاعدگي، روزهاي ماه مبارك رمضان، اول و آخر و وسط هر – ماه، بعد از ظهر، شب عيد فطر، بين اذان و اقامه، شب نيمة شعبان، در ساعت اول شب ، شبي كه قرار است فرداي آن روز به مسافرت برويد، روزي كه خورشيد گرفتگي شده يا شبي كه ماه گرفته است، شب يا روزي كه باد سرخ مي وزد يا زلزله شده است، طلوع فجر تا طلوع آفتاب، غروب خورشيد تا غروب شفق يعني زماني كه هوا به طور كلي تاريك مي شود، شب عيد قربان، دوران بارداري و …
نتیجه گیری : کلا آمیزش جنسی حرام است
پس بهتر است به جلق زدن و خود ارضایی روی بیاورید
ترشیدگی تحت هیچ شرایطی از بین نمی رود. بلکه از دختری به دختر دیگر منتقل می شود!…
يکی بود يکی نبود .
غير از خدای مهربون هيچ کس نبود .
يه روز مادر شنل قرمزی رو به دخترش کرد و گفت :
عزيزم چند روزه مادر بزرگت مبايلش و جواب نميده . هرچی SMS هم براش ميزنم
باز جواب نمده . online هم نشده چند روزه . نگرانشم .
چندتا پيتزا بخر با يه اکانت ماهانه براش ببر . ببين حالش چطوره .
شنل قرمزی گفت : مامی امروز نميتونم .
قراره با پسر شجاع و دوست دخترش خانوم کوچولو و خرس مهربون بريم ديزين اسکی .
مادرش گفت : يا با زبون خوش ميری . يا ميدمت دست داداشت گوريل انگوری لهت کنه .
شنل قرمزی گفت : حيف که بهشت زير پاتونه . باشه ميرم .
فقظ خاستين برين بهشت کفش پاشنه بلند نپوشين .
مادرش گفت : زود برگرد . قراره خانواده دکتر ارنست بيان.
می خوان ازت خاستگاری کنن واسه پسرشون .
شنل قرمزی گفت : من که گفتم از اين پسر لوس دکتر خوشم نمياد .
يا رابين هود يا هيچ کس . فقط اون و می خوام .
شنل قرمزی با پژوی ۲۰۶ آلبالوئی که تازه خريده از خونه خارج ميشه .
بين راه حنا دختری در مزرعه رو ميبينه .
شنل: حنا کجا ميری ؟؟؟
حنا : وقت آرايشگاه دارم . امشب يوگی و دوستان پارتی دعوتم کردن .
شنل : ای نا کس حالا تنها میپری ديگه !!
حنا : تو پارتی قبلی که بچه های مدرسه آلپ گرفته بودن امل بازی در آوردی .
بهت گفتن شب بمون گفتی مامانم نگران ميشه . بچه ها شاکی شدن دعوتت نکردن .
شنل : حتما اون دختره ايکبری سيندرلا هم هست ؟؟؟
حنا : آره با لوک خوشانس ميان .
شنل : برو دختره …………………………………….
( به علت به کار بردن الفاظ رکيک غير قابل پخش بود )
شنل قرمزی يه تک آف ميکنه و به راهش ادامه ميده .
پشت چراغ قرمز چشمش به نل می خوره !!!!!
ماشينا جلوش نگه ميداشتن اما به توافق نمی رسيدن و می رفتن .
ميره جلو سوارش ميکنه .
شنل : تو که دختر خوبی بودی نل !!!!!
نل : ای خواهر . دست رو دلم نذار که خونه .
با اون مرتيکه …… راه افتاديم دنبال ننه فلان فلان شدمون .
شنل : اون که هاج زنبور عسل بود .
نل : حالا گير نده . وسط راه بابا بزرگمون چشمش خورد به مادر پرين رفت گرفتش .
اين دختره پرين هم با ما نساخت ما رو از خونه انداختن بيرون .
زندگی هم که خرج داره . نميشه گشنه موند .
شنل قرمزی : نگاه کن اون رابين هود نيست ؟؟؟؟ کيف اون زن رو قاپيد .
نل : آره خودشه . مگه خبر نداشتی ؟ چند ساله زده تو کاره کيف قاپی .
جان کوچولو و بقيه بچه ها هم قالپاق و ضبط بلند ميکنن .
شنل قرمزی : عجب !!!!!!!!!!!!!!
نل : اون دوتا رو هم ببين پت و مت هستن . سر چها راه دارن شيشه ماشين پاک می کنن .
دخترک کبريت فروش هم چهار راه پائينی داره آدامس ميفروشه .
شنل قرمزی : چرا بچه ها به اين حال و روز افتادن ؟؟؟؟
نل : به خودت نگاه نکن . مادرت رفت زن آقای پتيول شد .
بچه مايه دار شدی . بقيه همه بد بخت شدن .
بچه های اين دوره و زمونه نمی فهمن کارتون چيه .
شخصيتهای محبوبشون شدن ديجيمون ها ديگه با حنا و نل و يوگی و ….
خانواده دکتر ارنست حال نمی کنن .
ما هم مجبوريم واسه گذران زندگی اين کارا رو بکنيم
دختری بر لب حوض , پیرزنی در حال غسل
هر دو عریانند
اما این کجاو آن کجا
شتری در زیر بار و دختری در زیر یار
هر دو مینالند
اما این کجاو آن کجا
عاشقان زیرلحاف و جنگجویان در نبرد
هر دو مشغولند
اما این کجاو آن کجا
سینه دوشیزگان و خایه مردان پیر
هر دو لرزانند
اما این کجاو آن کجا
چکمه شمر لعین و کرست تنگ شهین
هردو از چرمند
اما این کجاو آن کجا
ماله کش بر رویه بامو عاشقان در زیر بام
هردو مینالند
اما این کجاو آن کجا
مگنا : پاکتی 1000 تومن
وینستون : پاکتی 2000 تومن
دانهیلو ماربارو : بی خیال
نمیشه باید ترک کنم
یعنی میشه؟
نه اینم نمیشه.
پس چیکار کنم؟
چای بکش!!!
به ساقیه میگم یه تیکه هزاری میگه 2 تومن
حداقل احترام اسمشو نگه دار نصفشو بده
Social History اسکریپتی که میگه شومبول داری یا چوچول
اگه خودت نمی دونی چی لاپات داری برو اینجا تا بهت بگن
دو جنسه ها کلیک نکنن که هنگ میکنه
من ماندم تنهای تنها من مادنم تنها میان سیل غم ها
حبیبممممم
(مگه کسی هست که از تنهاییم ارزشمند تر باشه)
رفتم توی آشپز خونه دیدم غذا فسنجونه دور و برش بادمجونه
گفتم ننه مهمون داریم گفت نه بابا مرد خونه گفتم پیره یا جونه
گفت ننه باب دندونه سر پیری و معرکه گیری گفت برو گمشو ایکبیری
وقتی که رید بر تو دختر همسایه
میزنی تو سر خودت میگی اینو نکردیمش شاخ شد
مامانشم خوب چیزی بود .!
آخه این وبلاگا حتا ارزش ندارن روشون بشاشی
چه برسه بری بهشون رای بدی
والااااااااااااااااا
با این فیداش
البته تو ایران با این قیمت میتونی با 20 نفر بخوابی